چهارپا خوب دوپا بد…

«اسکوئیلر آمرانه گفت: رفیق٬ دیگر نیازی به آن نیست. آواز حیوانات انگلیس٬ آواز شورش بود. اما حالا دیگر شورش به ثمر رسیده است. مجازات خیانتکاران که امروز بعدازظهر صورت‌گرفت آخرین مرحله‌ی آن بود. دشمن داخلی و خارجی هردو شکست خورده‌اند. در آواز حیوانات انگلیس ما تمایلات خود را برای داشتن روزهای بهتر بیان می‌کردیم. اما حالا که زندگی بهتری داریم٬ بدیهی است که خواندن آواز دیگر مفهومی ندارد. اگرچه حیوانات ترسیده بودند اما چندتا از آنها می‌خواستند لب به اعتراض بگشایند. که در این لحظه گوسفندان بع‌بع «چهارپا خوب دوپا بد» را سر دادند و دقایقی بحث را متوقف کردند.» قلعه‌ی حیوانات – فصل هفتم در این داستان گوسفندان نفهم ترین موجودات هستند. رعیت! اعتراف به کاری که نکرده‌اند می‌کنند و در آتش قدرت‌طلبی رفیق ناپلئون می‌سوختند. آره! چهارپاخوب دوپا بد٬ احمدی خوب ماها بد! چهارپاخوب دوپا بد٬ رهبری خوب ماها بد! چهارپاخوب دوپا بد٬ … خوب ماها بد! . . . و این قصه سر دراز دارد… (ایده از عرفان)

  1. بیان دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: