نقدی بر نسل ارغوانی ما

سلام، این اولین پست سینمایی منه‌. سعی می‌کنم همین تک هنرم رو به بهترین شکل عرضه کنم، امیدوارم شما هم وقت بذارید و بخونید.

چند نکته در ابتدا اولین پست لازمه که بگم:
1- تعریف و تمجید یا رد و نقد هر فیلم نظر شخصی من است و لزوما درست نیست
2- بی هیچ دیدگاه سیاسی فیلم بررسی می شود
3- خوشحال می شوم چه از نظر هنری و چه از نظر مفهومی با هم وارد بحث شویم ، پس نظرات خودتان را از من دریغ نکنید.

نسل ارغوانی ما

ابراهیم حاتمی کیا در 13 فیلم بلند خودش روایتی چالش بر انگیز را انتخاب کرده ، کسی که در مدت 20 سال حضور سینمایی خود در مرکز تحولات سیاسی –اجتماعی مملکت ما بوده ، این بار ریسکی بزرگتر از آژانس شیشه ای و حتی موج مرده کرده .

یک مامور از وزارت اطلاعات که در حین عملیات جاسوسی خود عاشق شخص مظنون می شود ، همین قدر خلاصه کافی است تا شاخک های همه معطوف فیلم نو و تازه ای در سینما ایران شود.

به رنگ ارغوان شاید هم رتبه آدم برفی از پر حاشیه ترین فیلم های تاریخ سینما باشد ، فیلمی که حاتمی کیا 49 ساله آن را در سکوت خبری کامل ساخت و برای جشنواره 23 فجر ارسال کرد که در همان زمان توقیف و تا سال 88 اکران نشد.

بعد از توقیف فیلم، حاتمی کیا ضمن گلایه از این تصمیم ، سکوت نکرد و فریاد خود را در فیلم «به نام پدر» به گوش همگان رساند، دیالوگ معروفی که گلشیفته به پرستویی میگه : «دیدی من هم در جنگ تو شریک شدم ، دیدی منم وارد جنگ خودت کردی …» این بغض نشکسته حاتمی کیا بود که هنگام دریافت سیمرغ کارگردانی به نام پدر روی سن نشکست و فقط به یک شکوه رضایت داد .حاتمی کیا بعداز به نام پدر فیلم هجوآمیز دعوت را ساخت با تمام ستارگان چشم آبیش ، با مضمونی حساس و اجتماعی . این فیلم مجوز گرفت و اکران شد تا حاتمی کیا ثابت کند سینما ایرن با محتوا کاری ندارد با حاکمیت کار دارد ، دیالوگ غیر معمولی که کتایون ریاحی در این فیلم می گوید را به یاد بیاورید « شما که بچه می خواستید چرا تن منو رخت خواب خودتون کردید …. »

بگذریم فیلم بعد از جنجال 5 ساله بالاخره اکران شد ، ولی از همان ابتدا همه بر این نکته ،که فیلم بوی کهنگی می دهد تاکید می کردند.فیلم در مجموع 920 میلیون تومان فروخت ، که نسبتا فروش خوبی بود ولی اگر در همان 84 اکران می شد…..

فیلم با واکنش های عجیب و متناقضی همراه بود بعضی مثل حسین شریعتمداری فیلم را مزخرف ، بعضی مثل روح ا.. حسینیان متوسط و بعضی مثل علی مطهری منصفانه نامیدند ( اگر شد در مقاله ای دیگر به برخی از نظرات می پردازم ، خیلی جالبه!)

شفق یکی از عوامل گروهک های سیاسی که اوایل انقلاب با بر پا کردن آشوب از کشور گریخته اند. پس از سال ها تصمیم می گیرد برای دیدن دخترش ارغوان که دانشجوی دانشکده جنگلداری است مخفیانه به ایران باز گردد. یکی از مامورین امنیتی به نام بهزاد(هوشنگ) به عنوان دانشجو وارد دانشکده می شود و از تمامی امکانات مدرن امنیتی اش استفاده می کند تا با کنترل ارغوان، شفق را به دام بیندازد. در این میان بهزاد احساس می کند عاشق ارغوان شده است. از طرف دیگر هم فکر های شفق نیز تصمیم به ترور او دارند تا به دست مامورین امنیتی نیفتد. اما بهزاد تصمیم گرفته است فزصت آخرین ملاقات را به ارغوان و پدرش بدهد.

نظر من را بخواهید: یکی از بهترین کار های حاتمی کیا در این چند سال اخیر است ، صداقت او در فرم اثرش هم دیده می شود . صحنه های نیمه دوم فیلم خیلی خوب کارگردانی شده ، مخصوصا صحنه مربوط به تنهایی حمید فرخ نژاد در اتاقش که با یک موسیقی متن عالی ترکیب شده و یه زیبایی اثر افزوده.اما بر عکس صحنه های مریوط به دانشگاه و حضور کوروش تهامی اصلا خوب کار نشده ولی صحنه های حمید فرخ نژاد و عشق اش و تنهایش بسیار خوب طراحی و بازی شده است. میزانسن ها ( طراحی اجزا صحنه) درست و به جاست مانند نمونه وقتی ضد قهرمان فیلم ما می فهمد که اداره خیانت وی را می داند ، تصویر پشت رایانه اش قیر های ردیف شده گورستان است، یا وقتی احساس عاشقی می کند عکس ارغوان ظاهر می شود.

به رنگ ارغوان فیلم کم عیب و ایرادی نیست ولی طراوت قصه و بازیگرانش تماشاگررا به کل مبهوت می سازد ، همچنان تماشا گر فیلم های حاتمی کیا دنبال حاج کاظم می گردند که دراین فیلم هم حق طلبی او به تصویر کشیده می شود . به رنگ ارغوان فیلمی است که با هوش بالا ساخته شده است ، بحث درباره شکل پیشرفته تری از امنیت را پیش می کشد. در این صورت شاید کاملا قابل کنترل نباشد ، اما در عوض امنیتی که با حضور حاتمی کیا ساخته می شود شکل انسانی تری می یابد.

فیلم کاملا به نسل سوم انقلاب تکیه می کند ، نسل شور و اشتیاق ، عشق و اعتراض از دانشجو گرفته تا مامور امنیتی آن. حاتمی کیا در لحظه مهمی از تاریخ کشورش سر میرسد و پای عشق و وظیفه را وسط می کشد. و ما را به این نتیجه می رساند که وظیفه ای که از سر عشق نباشد ، دروغی بیش نیست . او هم در فیلم هایش وقتی موفق است که عشق و وظیفه اش یکی است . نمی تواند جدایشان کند.

بازیگران فیلم از عهده کارشان خوب بر آمدند و نقش را از دو بعدی بودن خارج کردن .بازی های رضا بابک و فرهاد قایمیان هر چند کوتاه ولی به شدت زیبا و قوی ارایه شده است.

بهترین صحنه فیلم هم سکانس صبح رسیدن پدر ارغوان به آن دهکده خلوت شمالی است .

چند دیالوگ با حال :

1- استاد دانشگاه : «مهم نیست که جاده از وسط جنگل رد می شه یا نه ، مهم اینه که شما دانشجویید نه روبات»

2- «ارغوان مثه یه عنکبوت خوش خط و خال میمونه»

3- ارغوان به هوشنگ :«تو تربیت شدی که یکی دیگه باشی»

4- ما فوق هوشنگ : «من نمیتونم ولی خودت می تونی (خودت رو بکشی)»

فیلم جای نقد بیشتری داره ولی میدونم حوصلتون سر میره پس تا همین جا بسه!

امیدوارم فیلم رو با دقت ببینید تا از تک تک زیبا یی هایش لذت ببرید.

در پناه حق

erfanmc.v@gmail.com

  1. بیان دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: