تیر اندازی با کمان سوپر استاندارد قلعه‌ی سحر آمیز!

چند وقت پیش به اصرار برادرم رفتیم قلعه‌ی سحر آمیز. انتظار نداشتم که در کلبه‌ی تیراندازی قلعه‌ی سحرآمیز با یک کمان حرفه‌ای و گرون قیمت مواجه بشم، چون اصلا مقرون به صرفه نیست، اما همینطور انتظار نداشتم که با این صحنه روبرو بشم!

قبل از اینکه بگم کمان اونجا چطوری بود، یه کمی درباره‌ی ریکرو (Recurve) می‌نویسم – نترسید چند خط بیشتر نیست، عکس‌ها متن رو حجیم نشون میدن!.

این شکل رو ببینید. این یک کمان خوب و تقریباً با تمام تجهیزاتش هست:

recurve

* اون میله‌ی درازی که ازش زده بیرون اسمش پایدار سازه(استابیلایزر :-p ) شما وقتی کمان رو با دست چپ گرفتید و با دست راست دارید زهش رو می‌کشید، بین نیرو‌ها تعادل ایجاد می‌شه. وقتی زه رو رها می‌کنید، یکی از نیرو‌ها حذف شده پس تعادل بهم می‌خوره و یکدفعه سر کمان به بالا یا پایین می‌پره و ممکنه تیرتون بره توی باغ یا بخوره به زمین. پایدارسازها باعث می‌شن اینرسی کمان بالا بره و تیرتون به همین راحتیا خطا نره.

* یه ذره بالا تر از پایدارساز، یه قطعه‌ی T شکل معلومه: سایت(sight). روی سایت مگسک سوار شده و با نگاه کردن بهش هدف می‌گیرید. یه عکس بزرگ هم از سایت می‌بینید:

سایت-کلیک کنید تا بزرگ شود

* یه تیکه‌ی خیلی ریز هم که به سختی در شکل معلومه، اسمش Rest هست و ما بهش می‌گیم “تیرخواب”. در اصل یک فنر کوچیک و ناچیز هست که کار مهمی رو انجام میده.

تیر خواب-کلیک کنید تا بزرگ شود تیر رو از کمان چند سانت فاصله می‌ده تا پرها به بدنه‌ی کمان برخورد نکنند. تیر اندازی بدون تیر‌خواب غیر ممکنه! کارش از استابیلایزر به‌اون گندگی هم مهم تره! (ر.ک. فلفل نبین چه ریزه!)

 

* چند سانت از وسط زه رو بهش میگیم ناک پوینت یا ناکینگ پوینت(Nock Point) در انتهای تیر هم یک ناک پوینت U شکل هست. البته به این یکی بگیم سوفار هم درست تر و هم بهتره. (شاهنامه خوندین؟ ادبیات دوم دبیرستان رو چی؟ چو سوفارش آمد به پهنای گوش…) ناک پوینت زه میوفته لای سوفار تیر. در ناک پوینت زه یه مقدار نخ و دو تکه فلز دور زه پیچیده شده تا انتهای تیر رو نگه دارن تا بالا و پایین نره و تیر مستقیم در خط افق بمونه.

ناک تیر

پر خروس سمت چپ

* همچنین سوفار باید زاویه‌ی خاصی داشته باشه. درسته مقطع تیر دایره‌س، ولی پرها باید توی زاویه‌ی خاصی باشند. تیر سه تا پر داره که یکیشون رنگش فرق داره، بهش میگن “پر خروس”، پر خروس باید دقیقا سمت چپ بیفته، اینطوره هیچکدوم از پرها به کمان برخورد نمی‌کنن. اینکه پر خروس دقیقا سمت چپ و موازی افق بیفته بستگی به زاویه‌ی سوفار داره.

* دو تا از مهم ترین تجهیزات فرد تیر انداز، ساعدبان(Arm Guard) و سینه‌بان(Chest Guard) هستند. من فکر می‌کردم اینا دیگه اضافه و سوسول بازین، یک بار بدون اینها تیر انداختم حساب کار دستم اومد! خون بود که از دستم میومد و درد بود که داشتم می‌کشیدم! خیلی کوتاه بگم وقتی زه رو رها می‌کنید، زه به سمت چپ تمایل پیدا میکنه و اول سینه‌ها و بعد هم پوست دست از آرنج تا مچ رو پاره می‌کنه! همه‌ی اینها در چند صدم ثانیه اتفاق می‌افتن و با چشم چیزی معلوم نیست. با دو قطعه‌ی پلاستیکی مشکل حله!

arm-gd chest-gd Chest Guard
ساعد بان که کمی بالاتر از مچ بسته می‌شه نحوه‌ی بستن سینه‌بان یک سینه‌بان واقعی!

 

توی قلعه‌ی سحر آمیز چی دیدم:

* تیرخواب شکسته – این یعنی به هیچ وجه تیر به خط مستقیم نخواهد رفت. به عکس تیر‌خواب یک بار دیگه نگاه کنید و فکر کنید که اگر تیر رو بزاریم روی دسته‌ی کمان، وقتی تیر حرکت می‌کنه و پرش به بدنه می‌خوره چه بلایی سر هدف گیری میاد!

* بی استایلایزر – البته توی اون فاصله‌ی کم چندان هم مهم نیست. من هم جای مسئولین قلعه بودم نمی‌زاشتم چون ممکنه بشکنه.

* به کل “سایت” ندارد – مشکل مگسک نیست! چون بدون مگسک هم می‌شود قلق گیری کرد. این کمان به کل سایت ندارد!

* روی زه ناک پوینت وجود ندارد! – چطور تیر را مستقیم نگه داریم؟ چطور قلق کمان در هر بار تیر اندازی عوض نشود؟!

* تیر ها هم! – سوفار به همراه پرها کنده شده و حتی زحمت چسب زدن به سوفار را نکشیده اند. انتظاری هم ندارم زاویه اش تنظیم شود تا پر خروسش سمت چپ بیفتد چون پر خروس هم ندارد. هر سه پر به رنگ سبز اند!

* بی چست گارد بی آرم گارد؛ درد بکشید تا شاید جایزه بگیرید! – در مورد تجربه‌ی تیر اندازی بدون تجهیزات  چند پاراگراف بالا تر نوشتم😀 اینبار هم دستم خونی شد! قبول شاید آرم گارد با هیکل 10-15 سانتیش گم بشه یا اگر دور یک مچ چاق و چله بسته بشه کشاش پاره شه، اما سینه بان که اینطور نیست!

* سیبل چسبیده به سقف – نحوه‌ی چسباندن Face (اون مقوایی که روش دایره‌های رنگیه) روی سیبل اینطوره: روبروی سیبل می ایستید، یک وجب بالا تر از جناق سینه مرکز دایره‌ی فیس باید باشه، فیس رو می‌چسبونید. در قلعه فکر کنم برای نصب فیس یونولیتی شون به نردبام نیاز پیدا کردن! یک متر بالا تر از پیشانی! فیس باید جایی باشه که برای خال زدن کمان رو تقریباً مستقیم نگه داریم؛ نه انقدر بالا که سقف رو پاره کنید!

* از همه عجیب تر و مهم تر: کمان چپ دست(!) آماتوری – آماتوری بودن کمان چندان مهم نیست چون کشیدن زه حتی با استیل اشتباه هم نیروی زیادی نمی‌بره. اما آخه چند درصد مردم جهان چپ دستن؟ گذر چند درصد آنها به تهران می‌افته؟ چند نفرشون به پارک ارم میرن؟ چند نفرشون از مجموعه‌ی ارم میرن قلعه‌ی سحر آمیز؟ و چند نفر از اینایی که میرن قلعه، میرن طبقه‌ی دوم، کلبه‌‎ی تیراندازی و چند نفر بین اون همه بازی کامپیوتری تیراندازی و دارت و کمان، تیراندازی با کمان رو انتخاب می‌کنند! چرا کمانی که تهیه شده باید چپ دست باشه؟ :-))

* مورد آخر: آموزش اشتباه – “کمان رو می‌گیری تو دستت، تیر رو اینجا می‌زاری یک انگشت بالای تیر و یک انگشت زیر تیر، به این شکل می‌کشی…” باید می‌گفت: “تب رو با انگشتات به این شکل می‌گیری، تیر رو جا می‌ندازی تا تق صدا بده، کمان رو می‌گیری یک انگشت بالای تیر دوتا زیر تیر، به این شکل می‌کشی…”

,

  1. بیان دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: