فید ها و ایمیل های من در این مدت!

ژانویه 9, 2008 at 9:22 ق.ظ | In گاه و بی گاه | 1 Comment

سلام.

مشکل خرابی کامپیوتر من از سوختن پاور ساپلای هم فراتر رفته و کارش به مادر برد و… کشیده . پس فکر نمی کنم به این زودی ها بازم بتونم بیام اینترنت.

در این دو ماه که رنگ اینترنت و کامپیوتر رو ندیدم، 256 ایمیل برام اومده و حدود 500 آیتم در گوگل ریدر، خوانده نشده اند:دی

یک هد ست هم خریدم ولی کامپیوتری نیست (برای پاد کست:دی) :-(

منتظر من باشید:دی (البته اگر فایده داشته باشه)

اعلام زندگی

نوامبر 13, 2007 at 1:56 ب.ظ | In گاه و بی گاه | 9 Comments

بدین وسیله اعلام می کنم که منبع تغذیه کامپیوترم سوخته و برای بنده هیچ اتفاقی ناگواری نیفتاده!

چرا raindigital ، raindigital شد؟

نوامبر 1, 2007 at 7:46 ب.ظ | In گاه و بی گاه | 2 Comments

سلام. دوست داشتم بنویسم که چرا اسم raindigital رو انتخاب کردم. گفتم شاید شما هم بدتون نیاد ماجراش رو بدونید.

یک روز که داشتم از مدرسه به خانه میادم دیدم یک ماشینی جلوی در خونمون وایستاده و یک جعبه هایی رو ازش بیرون میارن. رفتم جلو و فهمیدم کامپیوتره! تو دلم گفتم: ایول! بالاخره رسید 71 بردیم تو خونه و دونه دونه جعبه هارو باز کردم و بردم تو اتاقم. با این که قبلا مونتاژ کردن کامپیوتر رو ندیده بودم ریختم سرش و به طرز معجزه آسایی(بزاریدش به حساب استعداد خدا دادی5) کل کامپیوتر رو مونتاژ کردم. بدون کوچک ترین اشکالی. بابام که اومد خونه دهنش وا مونده بود! این از بحث کامپیوتر خریدن.

اون اولا فقط بلد بودم فوتوشاپ کار کنم و بازی کنم. بازی هایی که می کردم محصول EA و Electronic Rain بود. به خودم گفتم چه اسمای قشنگی. به اسم Digital Rain رسیدم. همونطور که گفتم اون موقع هیچی بلد نبودم که این اسم رو توش بکار ببرم. نه برنامه نویسی، نه طراحی وب و نه خیلی چیزای دیگه.

این اسم DigitalRain همینطوری الکی(!) وجود داشت تا این که توی یه مهمونی، داییم بهم کتاب آموزش FrontPage رو داد.منم شاد و خوشحال به هر زحمتی شده FrontPage رو تهیه کردم و نشستم کتابو زیر و رو کردم و برای خودم یک سایت ساختم.[روز دومی که کامپیوتر خریده بودم، تویه یه قسمتی از راهنمای پارسا 99 نوشته شده بود که صفحات وب رو با FrontPage طراحی می‌کنن]کلی روش کار کردم، کلی طرح زدم و بین اونها یکی رو انتخاب کردم که بهترین طرح شده بود.البته بگم که آماتور بود ولی یک نکته بسیار مهم رو توش رعایت کرده بودم. نکته ای که شاید الان بهش اهمیت نمیدم؛ مدت زمان لود شدن تک تک صفحات سایت کمتر از 30 ثانیه بود.

منم فقط 1 ماه سر publish page مونده بودم که چرا هرچی توش میزنم www.digitalrain.com این سایتو نمی‌سازه! بعدا فهمیدم که باید هاست و دامنه بخریم. یه 100 مگا بایت هاس خریدیم به قیمت 100 هزار تومن(بی انصاف آشنا هم بود47).دقیقا همون روزی که دومین باید ثبت می‌شد، زنگ زدن گفتن آقا www.digitalrain.com ثبت شده(هنوزم ثبته). www.raindigital.com خوبه؟ منم قبول کردم. دومینو ثبت کردیم و سایتو آپ لود کردیم.4

توی اون مدتی که سایت فعالیت می‌کرد، ما هم ویژوال بیسیک یاد گرفتیم و این شد کاربرد دیگه اسم raindigital. فرت و فرت برنامه های ساده و پیچیده می نوشتیم (که طی انتخاب فایل‌سیستم ناشیانه همگی به رحمت خدا پیوستند). و اسمشو می زاشتم raindigital calendar, raindigital calculator, raindigital timer,… اینطوریا مثل Microsoft windows,Microsoft windows live writer,… بعد مدتی آمریکا با ایران مشکل پیدا کرد و سرور کانادایی ما به رحمت خدا پیوست(1: چه ربطی داشتن به هم دیگه؟ 2: مگه شما بکاپ نداشتید؟).

اینجا ختم سایت ما بود ولی اسم raindigital هنوز زنده بود و هست و سایت وب آرشیو و گوگل هم آرشیوش کردند. یک نگاهی بندازید 4.

مطلب کوتاهی هم در باره رنگ بکگراند بگم که فرونت پیج یک سری تمپلت آماده داره که من از یکی از اونها خوشم اومد. بکگراندش یک شیب رنگ نسبتا کوچیک بود(1/6 مانیتور رو می گرفت) که از آبی کمرنگ به سفید بود. منم یک آموزش فتوشاپ تویه یک وبلاگی خونده بودم و توش یه رنگ سبز به کار رفته بود که منم ازش خوشم اومد و همین تمپلت رو با این رنگ ساختم(با رنگ #AAFF0A)

مطلب خیلی طولانی شد.4 یه مطلب دیگه هم می‌نویسم که ماجرای وردپرسی شدنم چی بود.
از شما هم دعوت می کنم که یه همچین مطالبی بنویسید؛ جالبناک میشه!

wlw و تگ های وردپرس

نوامبر 1, 2007 at 7:39 ب.ظ | In لایو رایتر, گاه و بی گاه | 1 Comment
Tags: , , , , , ,

چه جالبناک!

تقدیم به دکتر مزیدی که فکر می کرد ویندوز لایو رایتر نمیتونه خودشو با تگ ها هماهنگ کنه! فکر کنم از قبل هماهنگ بوده.چه جالب! دیگه خیالم از بابت تگ ها راحته! نگاه کنید:

weblog
wlw-weblog

پرشین یا پرسین؟

اکتبر 30, 2007 at 12:56 ب.ظ | In گاه و بی گاه | 4 Comments

هیچکدوم! پــِــــرژِن درسته. تلفظ صحیح کلمه Persian ، پــِـــرژن هست نه پرسیان و نه پرشین و نه پرسین.البته اگر سخته میشه پــِــرشِن(ش رو درشت و دقیق تلفظ نکنید) هم گفت ولی اون “ی” وجود نداره.

سوال: اوبنتو مودمی که به PCI وصل هست رو نمیشناسه؟

تمرین من برای پاد کست

اکتبر 26, 2007 at 10:34 ق.ظ | In اینترنت, گاه و بی گاه | 5 Comments
Tags:

دیروز داشتم تمرین می کردم برای درست خوندن یک متن، یک ساعت داشتم ضبط می‌کردم! هی می‌خوندم هی گوش می کردم!

پادکست توی شرایطی که من دارم مفید ترین چیز برامه؛ چون می‌تونم برزیمش توی ام پی تری پلیر و همه جا با خودم ببریمش.بدون هیچ درد سری. در تعجبم چرا کسانی مثل دکتر مزیدی و محمد رضا و کافه آی تی و من(!) هنوز پادکست ندادن! شاید مثل من هنوز موضوع مناسب پیدا نکردن؛ نظر شما چیه؟ شما نمی‌خواید پادکست بدید؟حتی برای دل فندقیِ (تنگ برای اینترنت) من![دلم از بس تنگ شده اندازه فندق شده!]

بی ربط: حرف تعریف “شاسخین” توی آلمانی das می باشد است.

Ich lieben das chaßgin.

من شاسخین را دوست دارم(گرامر جرمنی شو که اشتباه نکردم؟نـِـه) ch=ش g=خ

من الان تو اینترنتم؟!

اکتبر 23, 2007 at 7:25 ب.ظ | In گاه و بی گاه | 5 Comments

الو… 123 تست می کنیم!

من واقعا تو اینترنتم؟ توهم نیست؟ از مهلت قرار داد گذشته ها!

خدا کنه فردا هم همینطوری باشه!

نسخه موبایل وبلاگتان را هوا کنید!

اکتبر 22, 2007 at 4:44 ب.ظ | In گاه و بی گاه | 5 Comments

سلام.

داشتم رد دو در دو چرخی میزدم که به این سایت رسیدم. در این سایت به راحتی برای وبلاگتان نسخه موبایلی درست می کنید. ثبت نام بسیار بسیار ساده است و در سایت از تکنولوژی آژاکس استفاده شده که سرعت را به حد اکثر می رساند.

شما هم همین امروز ثبت نام کنید!

لینک نسخه موبایلی وبلاگ من: http://wap.r2w.ir/481

=====
در حال لذت بردن از آخرین ساعات اینترنت هستم! خدا فظ شما. شاید برای چند ماه. دعا کنید من نمیخوام ترک کنم! هفته ای 1 ساعت دیال آپ هم بسمه ولی کلا از اینترنت قطع نشم :-(

پته ریزان!

اکتبر 16, 2007 at 8:03 ب.ظ | In گاه و بی گاه | 5 Comments

چند وقت بود دنبال یه سایت خود میگشتم که پروفایلمو توش بزنم اما خوشبختانه آقای کشوری مارو به یک بازی دعوت که باید پروفایلمونو بنویسیم! پس بخوانید:
===
خودتو معرفی کن : من محمد جعفر هستم. مدیر اینجا. وردپرس رو دوست دارم. بقیه اطلاعات پایین هست.
فصل و ماه و روزی که دوست داری : روز تولد خودم و داداشام . تعلیلی تابستون و زیبای های پاییز و بهار و برف هایی که سه سال یه بار تو تهران میاد!
رنگ تو : نارنجی
غذای مورد علاقه : همه چی دوست دارم. مخصوصا قورمه سبزی و کرفس و کلا غذاهایی که توش گوشت باشه!
موسیقی مورد علاقه : زیاد علاقه ندارم ولی به یان تیر سن و زد بازی ارادت خاصی دارم :-)
بدترین ضد حالی که خوردی : ضد حال که زیاد خوردم ولی یکیش این بود: شده بودیم سرگروه کل علوم، رفتیم نمره هارو بزنیم تو کامپیوتر اومدیم روشن کنیم، دیدیم کِیس کامپیوتر نیست؛ خلاصه ضایع شدیم و پیچوندیم رفت :D
بزرگترین یا قولی؟ که تاحالا دادی : مگه مخم تاب دارهد که با قول های بزرگ خودمو تو دردسر بندازم؟ :-?
ولی امروز تو استخر نزدیک بود ساعت 65 هزارتومنی دوستم رو گم کنم :دی اگه میدونستم انقدر می ارزه ازش نمیگرفتم :دی
بزرگ ترین فولی که دادی: همین الان بد ترین خاطرم رو برعکس جلوی بهترین خاطرم نوشتم!
ناشیانه ترین کاری که کردی : بچه که بودم تمام اسباب بازی هایی که دوست داشتم رو تیکه تیکه می کردم، بعد که از مکانیک و الکترونیکش سر در میوردم نمیتونستم جمعش کن. یکی رو هم که با گوشتکوب افتادم به جونش!
تازگیا یه کار دیگه هم کردم بسی ناشیانه بود، حالا بماند!
بهترین خاطره ی زندگیت : مسافرت ها ؛ مخصوصا اردو یزد!
بدترین خاطره ی زندگی : قرار بود بهترین باشه ولی شد بدترین… توی المپیاد علوم اول شده بودم، نمره دوستم با من عوض شده بود، زود خودم رو رسوندم و قبل از این که عکس بندازن جا ها عوض شد. برای خودم خوب بود ولی بعدا فهمیدم که اون دوستم این خاطره رو به عنوان بدترین خاطرش نوشته.الان عذاب وجدان دارم!

رفتیم شمال جاتون خالی زنبورگاوی 3 بار در دماغم و انگوشت کوچیکه دست چپ به علاوه کف دست راستم رو نیش زد :-( یک بادی کرد، همه فکر میکردن من مادرزادی اینطوریم همش نگاها رو من بود! خودم میرفتم جلو آینه گریم میگرفت!
شخصی هست که بخوای ملاقاتش کنی : دوستان وردپرسی رو توی جشن آزادی نرم افزار سال بعد.
برای کی دعا میکنی : خودم، خانوادم] هرکسی رو که دوستش دارم، سازندگان لینوکس(امروز[منظور آخرین روز ماه رمضان هست که این مطلب نوشته شد و تا الان پست نشده بود] دم افطار دعاشون کردم!)
به کی نفرین میکنی : هیچکی.
وضعیتت در ۱۰ سال آینده : یا زنده ام یا مرده!
===
اضافه شده توسط خودم شما هم میتونید بنویسید هم میتونید ننویسید. اصل کاری سوال های بالاست بجز “بزرگترین فولی که دادی”!

چه نوع فیلم هایی دوست داری: ترسناک ، فانتزی ، کمدی ، کاراگاهی
چند تا فیلم که خیلی دوست داری رو بگو: اگه میتونی منو بگیر(Catch me if you can) ، روز های طلایی(روز اول می) ، آتش بس ، شکارچی ذهن ، کمیسر لسکو ، تن تن و میلو! ، …
چه کارهایی رو دوست داری: مدیریت ، نوشتن ، تیر اندازی ، عکاسی، انفجار :دی البته چهارشنبه سوری نمیرم بیرون.
===

آخ آخ دعوت نکردم!درست حسابی پتتونو بریزید رو آب یکی دوتا گزینه هم مثه من اضافه کنید قشنگ ببینیم با کی طرفیم.
نوبلاگ
کافه آی تی
لوکادیوم
خیلی از کسانی که میخواستم دعوت کنم رو ذهن خاکستری دعوت کرده بود. مزیدی هم دوست دارم بیشتر بشناسم ولی… وقتشو نداره(خوش بینانه بگیم)

این هم از پ.ن امروز ما: بيش از حد عاقل بودن، کار عاقلانه اي نيست!

قیل‌طر شکنی برای تمام فصول

اکتبر 16, 2007 at 7:33 ب.ظ | In فایر فاکس, گاه و بی گاه | 7 Comments

می ترسم قیل‌طر شم. ولی حیفم میاد این اکستنش جالب رو معرفی نکنم. به من چه ربطی داره که میخوای بری تو چه سایتی. من فقط معرفی میکنم :دی

یک اکستنشن فایر فاکس که بعد از نصب یک علامت P( ) توی status bar میاره که با رفتن به سایت قیل‌طر شده و بعد از اون کلیک روی علامت وارد سایت میشید. میتونید سرور پر..×..×..وکسی رو عوض کنید و هر چند وقت یک بار با وصل شدن به سرور سازنده، لیست رو آپدیت کنید.

خیلی سرتون رو درد نمیارم. لینک دانلودش با کمی توضیحات انگلیسی رو میزارم:

Usage: After installation, in Status bar ‘P Icon’ appears.
RightClick :
Complete list include Options.
LeftClick:
Adjustable Action.
note1: if after installation, Proxy doesn’t work, use option and setup new proxy
note2: Default Server Type is PhProxy 0.5b2 so after installation you must change it if you are using PhProxy 0.4 Server.
note3: PhProxy 0.4 and 0.5b2 are not compatible, choose server type carefully.

Download Links [ 1 - 2 ]

برگه‌ی بعد »

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.