این مرد…

سپتامبر 23, 2007 at 12:54 ب.ظ | In گاه و بی گاه |

روز اول که ديدمش بدجوري بهم خيره شده بود .
بعداً فهميدم که چشماش چپه و داشته پيکان 57 رينگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه ميکرده !
يه آه از ته دل کشيد .
بعداً فهميدم که آه نبوده و آسم داره .
بهش يواشکي يه لبخند زدم، ولي اون قيافه جدي مردونش رو عوض نکرد. اين خودداريش واسم خيلي جذاب بود.
بعداْ فهميدم که خودداري نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پيکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود !!
آروم و با عشوه اومدم جلوش، ديدم تند تند داره بهم چشمک ميزنه. کارش به نظرم با مزه اومد .
بعداً فهميدم که تيک داره و پلک زدنش دست خودش نيست .
اومد يه چيزي بگه ولي از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود .
بعداً فهميدم اين بشر خدادادي هول هست و لکنت زبون داره .
سرش رو از شرمش انداخت پايين و گفت س س س سلام .
بعداً فهميدم از شدت شرمش نبوده و ميخواسته من دندونهاي زردش رو نبينم .
بعد از يک سري اسم و فاميل بازي، ازم پرسيد آخرين کتابي که خوندي اسمش چيه!؟ گفتم: اَ…اَ…يادم نيست. گفت: چه جالب، نويسندش کيه!؟ از اين تيکه بامزش خندم گرفت .
بعداً فهميدم که تيکه نبوده و بيچاره چيزي به اسم IQ اصلاْ نداره.
بوي عطرش بدجوري مستم کرده بود .
بعداً فهميدم بوي عطر نبوده، بلکه ..
ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومده بود .
بعداً فهميدم که اصلاً هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه شهيد بهشتي بوده !
بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبايلش. ولي هيچوقت زنگ نزد !
بعداً فهميدم کادوي تولد 30 سالگيش يه مبايل اسباب بازي بوده که همه جا با خودش ميبردتش !

پ.ن: من ازین پ.ن خیلی خوشم میاد. ازین به بعد دوست دارم پایین اکثر مطالب جملاتی خارج از موضوع داشته باشم!
پ.ن:این مطلب برداشتی بود از یک سایت ;) مضحک دات کام
پ.ن: خدایا من اگر به حرفت گوش نکنم، تو هزار تا بنده دیگه داری. ولی تو اگر به حرف دلم گوش نکنی من خدای دیگه ای ندارم.

6 دیدگاه »

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

  1. خیلی باحال بود! :دی

    دیدگاه با شبستان — سپتامبر 23, 2007 #

  2. سلام…
    تمام روز هایم بوی دلتنگی میدهد/فقط از خدا باید شعر بخواهم/شعری که در آن “ای کاش” نباشد.

    منتظرم.

    دیدگاه با سماع — سپتامبر 25, 2007 #

  3. سلام ، با اجازه ی خودم بهت لینک دادم ،

    دیدگاه با زیر خط IT — سپتامبر 25, 2007 #

  4. درود
    عارضم به خدمتت که گاهی لایو رایتر اون مشکل رو ایجاد میکنه و گاهی درسته! نمیدونم مشکلش چیه! البته تا جایی که میشد ور رفتم با WlW ولی مشکل همچنان گاهی برجاست.
    تجربیات خودتون رو در اختیار ما بگذارید ممنون میشم.از مزیدی که خبری نشد!
    سربلند باشی

    دیدگاه با محمود — سپتامبر 25, 2007 #

  5. وردپرس پیام میده:

    The authors have deleted this blog. The content is no longer available.

    فکر کنم برا اینه که به تازگی این وبلاگ بوده ولی پاکش کردن، 1-2 روز صبر کنی میره همون طور که خودش نوشته شایدم تا 2-3 ساعت دیگه قابل ثبت باشه

    دیدگاه با محمد جعفر — سپتامبر 26, 2007 #

  6. وگرنه ریدایرکت میشدی به این آدرس:

    http://wordpress.com/signup/?ref=typo&new=

    آخرشم اسم وبلاگ

    دیدگاه با محمد جعفر — سپتامبر 26, 2007 #

دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.