کنترل های رادیویی
سپتامبر 30, 2007 at 1:40 ب.ظ | In گاه و بی گاه | Leave a Commentسلام. یک پست داشتم به اسم چرا کنترل های رادیویی به این نام خوانده شدند ورد پرس اجازه نمیده که کنترل های رادیویی و … رو تو وبلاگ بزاریم ولی رو هاست شخصی میشه: پس اینم لینکش لذت ببرید
سفید کردن دور عکس – پیش نمایش
سپتامبر 30, 2007 at 12:58 ب.ظ | In آموزش فتو شاپ, ویدئو | Leave a Commentآخ فکر کنم دیر کردم.
الان در حال تبدیل فیلم به MOV هستم که با منیجر هم بشه دانلودش کرد
پیش نمایش عکس هم اینه که با کار های دیگه میشه اون رو رویایی کرد! مثلا میتونید خلاقیت به خرج بدید و بجای مستطیل از دایره استفاده کنید. راستی عکسی که روش عملیات رو انجام میدم کار خودمه. کل نقاشیش نه ولی یه قشمتاییش دیجیتال پینتینگه
.

باروتون نمیشه اگر بگم Winrar فیلم 24 مگابایتی رو به 667 کیلوبایت تبدیل کرد و درست هم کار میکنه!
موفق باشید.
سفید کردن دور عکس
سپتامبر 27, 2007 at 1:27 ب.ظ | In آموزش فتو شاپ, ویدئو | 8 Commentsسلام.
کی گفته دیگه وبلاگ نمینویسم؟ خوبم مینویسم. سایتمم مدیریت می کنم، تازه می خوام پادکست و ویدئو هم بدم بیرون کجاشو دیدین:) ایناهاش اولین ویدئو. میکروفن که نداشتم، آهنگ هم نزاشتم، کم حجم شده. با اینترنت لاک پشتی که تا اواخر مهر ما هم دوباره برمیگردیم به دورانش تا تابستون سال دیگه، نمیدونم چقدر لود میشه ولی مدت فیلم 1 دقیقه و 47 ثانیس. اگر بساط کامپیوترم تا 2 روز آینده جمع نشه (که نمیشه:D) قول میدم تا دوروز آینده یا همین امروزMOV ش رو هم آپ کنم.
هرجایی خواستید می تونید لینک بدید؛ مگه بده؟؟ تازه گوشش کمرنگ واتر مارکِ آواتارمو گذاشتم:D امکان کپی برداری 0 است می باشد (است یا می باشد؟!) مگر این که خودتون زحمت بکشید یکی بسازید که به دردسرش نمی ارزه:D یکی دیگه هم دارم برای این که زیاد تکراری نشه بعد از ادیت پس فردا میزارم. آموزش تایپو گرافی هست. چیز خیلی جالبیه.
وای چقدر نوشتم خودم حواسم نبود!! دانلود کردنی نیست باید بشینید ببیینید چون SWF درHTML هست:
خوشتون اومد؟؟یه خروجی FLV میگیرم تو یوتوب هم میریزم ببینم طرفدار داره یا نه.
پ.ن: سلام. خوبی:D
پ.ن: (لطفا گوسفند نباشید) برخی از اوقاتي كه “بله” مي گوييد ولي در واقع منظورتان “نه” است آگاه باشيد!
آخرین کلمات…
سپتامبر 26, 2007 at 7:54 ب.ظ | In گاه و بی گاه | 3 Commentsآخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن …
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره …
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليهام صحيح نبود . بيماريتون لاعلاجه …
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره …
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد…
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست …
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد …
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خونآشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه !
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود !
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی…
آخرين کلمات يک دوچرخهسوار: نخير تقدم با منه !
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرندهام !
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه …
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟ .
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره …
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم…
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم …
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همهاش سه نفرند …
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد !
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است …
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها …
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری …
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده …
آخرين کلمات يک مادر : بالأخره سیدیهات رو مرتب کردم …
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره …
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه …
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بکآپ گرفتم !
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه !
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی : من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم …
آخرين کلمات يک نارنجکانداز: گفتی تا چند بشمرم؟
پ.ن: (لطفا گوسفند نباشید) به خاطر بسپار:ما،تار و پود بدبختي را خود مي بافيم و نام آن را ميگذاريم:سرنوشت!!
پ.ن: داداش کوچیکم(صدرا-2ساله از تهران!!) دوتا شکلات داشت یکی تو دستش یکی تو دهنش، بهش گفتم به من شکلات میدی؟ بعد شکلاتی که توی دهنش بود رو داد به من و اونی که تو دستش بود رو خودش خورد!!
بسته PEAR برای PHP
سپتامبر 26, 2007 at 6:52 ب.ظ | In PHP, گاه و بی گاه | Leave a Commentسلام
امروز اولین مطلب سایتمو نوشتم(هورا!!!!!!) شبستان هم اولین کسی بود که کشفیدتش!!
خب لینک میدم به مطلب شما هم ببینیدش:
دانلود بسته PEAR
این مرد…
سپتامبر 23, 2007 at 12:54 ب.ظ | In گاه و بی گاه | 6 Comments
روز اول که ديدمش بدجوري بهم خيره شده بود .
بعداً فهميدم که چشماش چپه و داشته پيکان 57 رينگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه ميکرده !
يه آه از ته دل کشيد .
بعداً فهميدم که آه نبوده و آسم داره .
بهش يواشکي يه لبخند زدم، ولي اون قيافه جدي مردونش رو عوض نکرد. اين خودداريش واسم خيلي جذاب بود.
بعداْ فهميدم که خودداري نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پيکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود !!
آروم و با عشوه اومدم جلوش، ديدم تند تند داره بهم چشمک ميزنه. کارش به نظرم با مزه اومد .
بعداً فهميدم که تيک داره و پلک زدنش دست خودش نيست .
اومد يه چيزي بگه ولي از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود .
بعداً فهميدم اين بشر خدادادي هول هست و لکنت زبون داره .
سرش رو از شرمش انداخت پايين و گفت س س س سلام .
بعداً فهميدم از شدت شرمش نبوده و ميخواسته من دندونهاي زردش رو نبينم .
بعد از يک سري اسم و فاميل بازي، ازم پرسيد آخرين کتابي که خوندي اسمش چيه!؟ گفتم: اَ…اَ…يادم نيست. گفت: چه جالب، نويسندش کيه!؟ از اين تيکه بامزش خندم گرفت .
بعداً فهميدم که تيکه نبوده و بيچاره چيزي به اسم IQ اصلاْ نداره.
بوي عطرش بدجوري مستم کرده بود .
بعداً فهميدم بوي عطر نبوده، بلکه ..
ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومده بود .
بعداً فهميدم که اصلاً هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه شهيد بهشتي بوده !
بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبايلش. ولي هيچوقت زنگ نزد !
بعداً فهميدم کادوي تولد 30 سالگيش يه مبايل اسباب بازي بوده که همه جا با خودش ميبردتش !
پ.ن: من ازین پ.ن خیلی خوشم میاد. ازین به بعد دوست دارم پایین اکثر مطالب جملاتی خارج از موضوع داشته باشم!
پ.ن:این مطلب برداشتی بود از یک سایت;) مضحک دات کام
پ.ن: خدایا من اگر به حرفت گوش نکنم، تو هزار تا بنده دیگه داری. ولی تو اگر به حرف دلم گوش نکنی من خدای دیگه ای ندارم.
لینک های جدید
سپتامبر 18, 2007 at 6:37 ب.ظ | In لینک های جالب!, گوگل | 12 Comments
سلام.
مطلب نداشتم بنویسم، از طرفی مطلب های قشنگ هم زیاد بود. دیگه طاقت نداشتم.دوباره لینک میزارم:
ساعت جهانی با گوگل
دیکتاتوری رسانه ای مایکروسافت! – نظراتش رو هم نگاه کنید
امتیاز دهی گوگل – یکی از دلایل من برای این که لینک باکس ها رتبه رو پایین میارن این پادکسته
قیلتریگ(!) تهدیدی برای خلوت شخصی – البته وردپرس دات کامی ها همیشه در دستسرن!
تلفظ صحییح ADSL – (از تلویزیون ایران مجری ADSL رو «ادسل» تلفظ می کنه:-))
10 کار جالب که احتمالا با جیمیل انجام نمی دادید – اتفاقا اولیشم دوست داشتم بنویسم!
به نظر شما برا این وبلاگ یه دومین بگیرم خوبه؟؟؟برام هزینه ای نداره [اضافه کنم]!
هاست هم میدن!شما او بگو بگیرم یا نه بعد بگو از کجا میگیری( خودم پنل ریلسر دارم;)) )
راستی لینکا خوب بودن؟
موفق باشید
گوگل پیجز این ابزار ناشناخته!
سپتامبر 12, 2007 at 5:56 ب.ظ | In gmail, اینترنت, گوگل | 14 Comments
آن طور که من شاهد بودم، گوگل پیجز ابزاری ناشناخته در بین کاربران Google هست. ابزاری کارآمد ولی ناشناخته.
چه کار میکنه؟
امکان ایجاد بی نهایت صفحه،100 مگابایت فضای آپلود فایل،آژاکس بودن قسمت آپلود فایل،آپلود فایل به فایل(غیر همزمان) و بسیاری امکانات دیگر از جمله قابلیت های گوگل پیجز هستند.
ادیتورش چی؟
ادیتور مخصوص ویرایش html کار رو برای مبتدی ها هم آسون کرده. چندین قالب و لی اوت آماده برای
صفحات شما، و سازگاری ادیتور با همه قالب ها از جمله امکانات ادیتور گوگل پیجز هست. گجت ها هم مثل خود گوگل پیجز مظلوم مانده اند! گجت ها هم مانند ویجت ها هستند ولی با انعطاف پذیری بالا.
گجت ها چین؟
ابتدا یه تعریف از گجت رو داشته باشیم:
Gadget به وسایل کوچک مکانیکی و یا الکترونیکی گفته میشود که اغلب اندازه ای کوچک دارند و دارای کاربرد زیاد و خاص در زندگی هستند.
به عبارت دیگر وسایلی که برای انجام کارها مفید و پرکاربرد هستند را Gadget می نامند.
اما گجت های گوگل پیجز یکم فرق دارن، چه فرقی؟گجت های گوگل پیجز طبیعتا مکانیکی یا الکترونیکی نیستند اونها مجازی اند و امکانات کوچکی رو برای استفاده در سایت فراهم می کنند. گجت ها انقدر زیادن که تقریبا هیچ کاری رو ناتمام نمیزارن. ساده ترین اونها یه rss ریدر هست که من با اون لینک های دلیشسم رو با اون توی گوگل پیجز بردم!
![]()
گجت ها رو هرجایی از سایت میشه گذاشت حتی توی هدر!! و تا نبینی ندانی که چقدر انعطاف پذیرن!
تا نخوری ندانی !
خلاصه بگم امکانات ریز و درشت این سرویس به شرط این که خوب دقت کنید و به هر گوشه تصویر نگاه کنید، رو نمیتونید بفهمید و توی یه مطلب جا نمیشه. مثلا قابلیت افکت های حرفه ای روی عکس و کراپ کردن عکس، یکی از قابلیت های مهم گوگل پیجز هست.
یک نمونه سایت که با گوگل پیجز درست شده، گالری عکس های برادرم صدرا ست:http://raindigital2007.googlepages.com/

ادامه(!):
نداشتن بنر تبلیغاتی-پهنای باند نا محدود-سرعت-100درصد آپتایم.
ادامه دارد….
بدون شرح!
سپتامبر 11, 2007 at 3:58 ب.ظ | In گاه و بی گاه | 1 Comment
* دريا براي صرفه جويي در آب، كمتر موج مي فرستد.
* روزگار غريبي است. يكي در آبپاش گلاب دارد و يكي در گلاب پاش آب هم ندارد!
* فكرهايم تابعيت مغزم را از دست دادند.
* ساز شكسته را در دستگاه سكوت كوك مي كنم.
* سيب به درخت چسبيده، به قانون نيوتن دهن كجي مي كند.
* از دودلي خسته شده بودم، يكي از آنها را يدكي نگه داشتم.
* زنبور تنها پزشكي است كه بدون معاينه به مريض آمپول مي زند.
رشد وبلاگ من!
سپتامبر 11, 2007 at 12:04 ب.ظ | In سرویس های وبلاگ, وردپرس, گاه و بی گاه | 2 Comments
سلام. امروز باید ناراحت باشم، ولی خیلی شادم! نمیدونم چرا!! تازه دیروز پر بازدید ترین روز توی تاریخ این ویلاگ بوده؛ اگه گفتین چنتا؟ 108 تا!!! خیلی خوشم میاد هی بنویسم. ولی نمیدونم در باره چی. دوست ندارم همش آموزش باشه چون اصلا به تیتر وبلاگ نمیخوره. اگر بازم ازین چرت و پرتا(!) بنویسم شما میخونیدش؟
امروز هم طبق معمول تو قسمت مدیریت داشتم پرسه میزدم ییهو با این صحنه مواجه شدم:
من در رتبه سوم بیشترین رشدم!! تازه قبلشم توی برترین پست ها داشتم می گشتم که چند تا مطلب باحال بخونم؛ دیدم پست “5+1 دلیل مهم برای این که لینک باکس در ویلاگتان نگذارید” رتبه 19م رو داشته، بعد حالا اومدم ببینم دیدم رفته رو 27 اینم از بد شانسی مون. خدا کنه پایین تر نره.
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
Gadget به وسایل کوچک مکانیکی و یا الکترونیکی گفته میشود که اغلب اندازه ای کوچک دارند و دارای کاربرد زیاد و خاص در زندگی هستند.