آدرس جدید


سلام.

ان شاءالله قراره تو http://mjafar.me/blog کارم رو ادامه بدم. اگر علاقه مند بودید پیگیری کنید :-)

بیان دیدگاه

تعطیل شد؟؟


سلام.

الان فکر کنم بیشتر از یک سال از آخرین نوشته ام در این وبلاگ می‌گذره… نمی‌دونم باید چی بنویسم با فیلتر شدن وردپرس و گودر (آپدیت: تعطیلی گودر) خیلی انگیزه‌مو برای نوشتن از دست دادم و دیگه دوران زمان بندی نوشته‌ها و پست به آینده و… تموم شد٬ از طرف دیگه باید برای کنکور درس می‌خوندم و وقت نمی‌شد با کامپیوتر کار کنم؛ الان هم رشته‌ی مهندسی نرم‌افزار مشغول تحصیل ام…

نمی‌دونم اینجا رو چی کار کنم٬ خودم از کارم تو این 5-6 سال خیلی راضی بودم٬ خیلی پیشرفت کردم و با افراد خیلی خوبی آشنا شدم اما شاید اینجا دیگه آخر خط باشه :) اگر یه روزی دوباره فعالیت وبلاگ نویسی‌مو از سر گرفتم همینجا اسم و آدرس جدیدو اعلام می‌کنم.

با عرض معذرت از دکتر مجیدی و مزیدی و دیگر دوستانی که منتظر پادکست از من بودند و نا امیدشون کردم :دی

با تشکر از تمام شمایی که نوشته‌های بنده رو در این مدت خوندید٬ لایک زدید٬ شیر کردید٬ کامنت گذاشتید٬ ایمیل کردید و…

محمد جعفر میم – مهر 1391

۱ دیدگاه

فیلتر و ازین صوبتا


برادران عزیز لطف کردن کلاً ورد پرس و همه‌ی وبلاگ‌های روش رو فیلتر کردن که یه وخت خدایی نکرده جوونای این مرز و بوم شهیدپرور با خوندن این وبلاگ و دانلود اپرا مینی و فونت و فیلم‌های آموزش فتوشاپ و… به راه کج کشیده نشوند و فساد در جامعه رواج پیدا نکند.

نمیدونستم انقدر برای جامعه مضر و مخل هستم واقعاً!

گودر هم که آلت دست شیطان بزرگ است. راهی جز فیلترکردنش نیست.

به قول اهالی توییتر «اصن یه وضی!»

ما که بضاعتمون به گالاکسی تب و آی‌فون نمیرسه چند وقت پیش یک دستگاه آی‌پاد تاچ 32گیگ گرفتیم. فعلا هم ازش راضی هستیم. تو پرانتز: از آیفون۴ هم خیلی خوشکل تره هم نازک تر و هم سبک تر

3 دیدگاه

چهارپا خوب دوپا بد…


«اسکوئیلر آمرانه گفت: رفیق٬ دیگر نیازی به آن نیست. آواز حیوانات انگلیس٬ آواز شورش بود. اما حالا دیگر شورش به ثمر رسیده است. مجازات خیانتکاران که امروز بعدازظهر صورت‌گرفت آخرین مرحله‌ی آن بود. دشمن داخلی و خارجی هردو شکست خورده‌اند. در آواز حیوانات انگلیس ما تمایلات خود را برای داشتن روزهای بهتر بیان می‌کردیم. اما حالا که زندگی بهتری داریم٬ بدیهی است که خواندن آواز دیگر مفهومی ندارد. اگرچه حیوانات ترسیده بودند اما چندتا از آنها می‌خواستند لب به اعتراض بگشایند. که در این لحظه گوسفندان بع‌بع «چهارپا خوب دوپا بد» را سر دادند و دقایقی بحث را متوقف کردند.» قلعه‌ی حیوانات – فصل هفتم در این داستان گوسفندان نفهم ترین موجودات هستند. رعیت! اعتراف به کاری که نکرده‌اند می‌کنند و در آتش قدرت‌طلبی رفیق ناپلئون می‌سوختند. آره! چهارپاخوب دوپا بد٬ احمدی خوب ماها بد! چهارپاخوب دوپا بد٬ رهبری خوب ماها بد! چهارپاخوب دوپا بد٬ … خوب ماها بد! . . . و این قصه سر دراز دارد… (ایده از عرفان)

بیان دیدگاه

شعر دختر سعدی


منبع: ایمیل – ویرایش: خودم

داستانی از شعر گفتن دختر سعدی برایتان نقل می کنم تا بدانید هنر هم به ژن وابسته است:

خواجه‌ای کرمانی یک‌بار به پیش سعدی آمد. سعدی از دخترش خواست که چای بیاورد. خواجه با دیدن روی دختر سعدی یک‌دل نه صددل عاشق او شد؛ در حالی‌که دختر هیچ علاقه‌ای به ازدواج با یک پیرمرد نداشت.

این خواجوی کرمانی بارها به دلایل مختلف از کرمان می‌آمد تا با سعدی صحبت کند که شاید بتواند بار دیگر او را ببیند. یکی از روزها که خواجه به خانه‌ی سعدی آمده بود دختر در را باز کرد. تا اورا دید به‌سمت اندرونی دوید وگفت:

بـــــــــــــــــابـــــــــــــــــــا بیا بابا بیا                                          خواجــــــــــــــــو ز کرمــــــــــــــان آمده

کــــــــــــــــــــرمان ز گــُـه آیند برون                                          این گـــُــــــــــــــــــه ز کــــــــرمان آمده

معنای بیت ۲: کرم ها از مدفوع بیرون می آیند ولی این گُه از(شهر) کرمان آمده!

, , , ,

بیان دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: